بی مقدمه...

بی مقدمه...

بی مقدمه شروع شد
بی مقدمه...

بی مقدمه...

بی مقدمه شروع شد

# با من حرف بزن...

چند وقتی است یکی از همکاران من (خانم) با رئیسش اختلاف پیدا کرده. اختلاف در ابتدا اندک بود اما حالا، بیش تر و بیش تر شده. در اصل به قول دوستی، انگار همدیگر را نمی فهمند و یا تفاهم فکری ندارند. 

همکار خانم انتظار دارد، رئیسش این را بفهمد و او را بخواهد و حرف بزنند. اما رئیس نه از این موضوع مطلع است و نه شاید تمایلی به حرف زدن داشته باشد.

قبل از هر چیزی اینجا و این لحظه به خودم می گویم. حرف بزن، حرف بزن، حرف بزن... بعضی وقت ها در روابط کاری، خانوادگی، والد و فرزندی، دوستی و .... از رفتار ما چیزی برداشت می شود که قصد آن را نداشته ایم. درست مثل پیامکی که زبان ندارد تا خود را تبیین کند. چند کلمه است و هزار تفسیر از دلش بر می آید. بنابراین باید حرف زد.

حرف زدن خوب و قشنگ است البته وقتی که گوش شنوایی هم باشد. این هم یک مهارت دیگر است. خوب باید شنید. شاید جواب این هشتک من این باشد:


من با تو حرف میزنم؛

نه برای پیروز شدن،

برای فهمیدن.

تو هم فقط گوش نده...

بشنو.

شاید نجات یک رابطه،

از همین تفاوت کوچک آغاز شود.

دکلمه باران...

سلام؛ 

دکلمه بارانhttps://aparat.com/v/iqu98ab تقدیم نگاه مهربان شما.

 

باران…

می‌بارد.

قطره‌ها…
بر شیشه می‌لغزند،
روی سقف می‌کوبند،
در دل کوچه‌ها می‌دوند.

و من…
تمام صدای جهان را خاموش می‌کنم،
تا فقط… صدای باران بماند.

باران…
مرا یاد تو می‌اندازد.
یاد روزی که خیس و بی‌بهانه،
در خیابانی بارانی…
نگاهم کردی،
و جهان… از حرکت ایستاد.

باران…
عطر خاک را بلند می‌کند،
و عطر تو را هم.
عطری که هنوز،
از دلِ این دلتنگی‌ها پاک نشده.

من،
زیر این باران…
بهانه‌ای برای بودن می‌خواهم.
بهانه‌ای برای ماندن.
بهانه‌ای برای گفتنِ یک کلمه…
که همیشه در گلو مانده است:
دوستت دارم.

باران…
پنجره‌ها را صدا می‌زند.
خانه‌ها را بیدار می‌کند.
اما من،
فقط دل خودم را بیدار می‌بینم،
که جز نام تو،
هیچ چیز در آن نمی‌لرزد.

کاش…
کنارم بودی.
کاش قدم‌هایمان،
با صدای باران هم‌صدا می‌شد.
کاش خیابان‌های خیس،
شاهد عبور دو سایه می‌شدند…
یکی من، یکی تو.

باران…
همیشه حرفی برای گفتن دارد.
همیشه رازی برای پنهان کردن.
و همیشه یادم می‌آورد:
عشق،
مانند باران است…
بی‌خبر می‌آید،
بی‌پروا می‌بارد،
و هیچ‌وقت
از یاد نمی‌رود.


حال این روزها...

سلام؛ 

قدیما می‌گفتن پرنده‌ای که جفت نداشته باشه، توی قفس بغض می‌کنه، نمی‌خونه، حتی طاقت موندن هم نداره.

این روزها حال منم شبیه همون پرنده‌ست؛ پر از حرف‌هایی که ته دلم مونده، پر از چیزایی که دوست دارم بگم و خالی بشم، ولی نمی‌شه.

انگار یه عالمه جمله توی گلو گیر کرده باشه و هیچ راهی برای بیرون اومدنش نباشه. این حس سنگینه، خسته‌کننده‌ست. با این حال، به خودم می‌گم اینم فقط یه دوره‌ست از زندگی. مثل همه‌ی دوره‌های سختی که گذشتن، اینم می‌گذره.

امیدوارم به زودی بتونم حرف بزنم، بخندم و سبک شم. تا اون روز فقط باید صبر کنم و بذارم زمان کار خودش رو بکنه.

«چون قفس تنگ بود، مرغ به پرواز آید
غم مخور، صبح امید از پس شب‌ها آید»

پدری که بود، پدری که نیست

خانه، همان خانه است...

اما دیگر،

بوی عطر تو را ندارد.


چراغ آشپزخانه خاموش است،

و سماور،

دیگر هیچ صبحی را به جوش نمی‌آورد.


قاب عکس روی دیوار،

نگاهت را قاب گرفته،

چشمانی که همیشه،

میان نگرانی و غرور سرگردان بودند.


نشسته‌ام کنار پنجره،

لیوان چایی‌ام را در دست می‌گیرم،

همان لیوانی که تو…

هر صبح از آن می‌نوشیدی.

بوی کهنه‌ی خاطرات،

در هوا می‌پیچد،

و من،

حضور نادیدنی‌ات را حس می‌کنم.


می‌گویند،

جای خالی پر می‌شود…

اما بعضی نبودن‌ها،

فقط سکوتی جاودانه به جا می‌گذارند،

که هیچ واژه‌ای آن را پُر نمی‌کند.


و من آموختم،

که فرصت،

یک خیابان یک‌طرفه است…

که اگر رد شوی،

دیگر بازگشتی نیست.


پس اگر پدرتان هنوز هست،

امروز، نه فردا،

صدایش کنید،

نامش را بگویید،

و بگذارید بداند…

که بودنش،

زیباترین حقیقت جهان است.

----------

پی نوشت: دیروز خبری شیرینی به من دادند که شاید پدرم در طول عمرش پیگیر آن بود. خدایا شکرت بخاطر همه داده ها و نداده هات.


روز پدر و مرد مبارک...

سلام

اومدم به بهانه روز پدر هم که شده ، وبلاگ را به روز رسانی کنم. روز پدر و مرد را به پدرهاتون، برادرهاتون، همسرهاتون، فرزندان پسرتون و بالاخره هر مردی که تو زندگیتون هست تبریک میگم. 

یکی از معلمان یزدی کلیپی از دانش آموزاش تهیه کرده که پیشنهاد می کنم شما هم ببینید. از بچه ها سوال می کنه که پدرت را شبیه چی می بینی؟ اون پسری که می گه شبیه کوه می بینم چون هر جا کم آوردم پشتم دیدمش اما روم نمیشه بهش بگم...خیلی به دل من چسبید...

https://www.instagram.com/reel/DExp2THOI0c/?igsh=MWNic2RzYW9vdGlxYg==